دوشنبه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۰۶

هادی تونز در دیار اشراق

نمایشگاه گروه هادی تونز با 75 اثر از هادی حیدری ،کیوان زرگری ،یحیی تدین و حسن کریم زاده در گالری هنر فرهنگسرای اشراق شهر قیدار (شهرستان خدابنده ) آغاز بکار کرد این نمایشگاه تا تاریخ 14/11/84 آماده بازدید علاقه مندان می باشد
این نمایشگاه هفتمین نمایشگاه هنری گالری هنر آن می باشد که با همکاری صمیمانه هادی تونز و انجمن هنرهای تجسمی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خدابنده برگزار می شود.

گزارش تصویری :
عکس 1

دوشنبه ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۰۶

سيستم معظم سرکاري !

- وقايع نگاري يک ماجرا

شب – داخلي
شب عيد غدير است و تلويزيون خودش را خفه کرده است با جشن و برنامه ويژه و ... با بي حوصلي کنترل تلويزيون را بر مي دارد و چرخي تو کانال ها مي زند ، مي رسد به شبکه تهران و يک برنامه ويژه ديگر ، پا مي شود و مي رود توي آشپزخانه تا از يخچال چيزي براي خوردن پيدا کند که توجهش به صداي تلويزيون جلب مي شود ؛ " ... هموطنان خوب ما مي تونن از طريق تلفن همراه خودشون و با ارسال پيام کوتاه به شماره 200011 به معلولين جسمي و ساير افراد تحت پوشش سازمان بهزيستي کمک کنند که اين کمک ها روي قبض بعدي موبايلشون منظور مي شه ، عدد 1 ، 10.000 ريال ، عدد 2 ، 50.000 ريال ، عدد 3 .... " ، دلش مي خواهد کمک کند ؛ تايپ مي کند 1 و به همان شماره ارسال مي کند ، جواب مي آيد که" مبلغ اهدايي شما 1000 تومان " . فکري به ذهنش خطور مي کند و شيطنتش گل مي کند ، موبايلش را برمي دارد و تايپ مي کند :" يه بازي جالب ، عدد 1 يا 2 يا 3 را به شماره 200011 بفرستيد و نتيجه جالبش را ببينيد " . براي اولين نفر ارسال مي کند و بعد چند دقيقه فرد دريافت کننده با عصبانيت زنگ مي زند و 5000 تومان باخته اش را طلب مي کند ... نتيجه جالب بود ، پيام را براي کل افراد ليستش مي فرستد ...

فرداي آن روز – داخلي
4 New Message ، همه پيام ها ، پيام ديشبي خودش است ، در ورژن هاي مختلف ؛ " ... اگر مي خواهيد فال خود را ... " ، " در قرعه کشي هداياي ... " ...

------------

به همين سادگي مي تواند رخ داده باشد ، اتفاقي که روز جمعه برق از سر خيلي ها پراند و بسياري را به جان همديگر انداخت. اتفاقي که خيلي زود رسانه اي شد و مسئولان سازمان بهزيستي را به واکنش وادار کرد و به سرعت راهکاري ارائه شد براي پس گرفتن مبالغ اهدايي !!!
همه اين قضايا و قضاياي مشابه بر مي گردد به :
1 . سادگي و زودباوري مفرط اين ملت هميشه در صحنه وقهرمان !
2. کمبود هر چيز شادي بخش و سرگرم کننده اي که باعث مي شود در چنين مواردي مردم با ولع به سمت اين گونه مسائل سوق داده شوند.
3. عدم تعريف صحيح در استفاده از وسايل ارتباطي ( حالا از هر نوعش که مي خواهد باشد ، باشد ) .
دوستي مي گفت SMS در ايران، مخفف اين کلمات است :" سيستم معظم سرکاري " ... و به واقع نيز چنين است !

شنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۰۶

فری ، فری من ، فریمن

آدم هاي بي مسئوليت دور و اطراف ما زيادند ، آنها به طرز تهوع آوري آزادند و دست توي جيب و سوت زنان توي پياده رو راه مي روند و آهنگ هاي مورد علاقه شان را زير لب زمزمه مي کنند . اين آدم کسي کاري به کارش و کاري به کار کسي ندارد . مشغول زندگي ديگران است و آدم هاي اطرافش را ديد مي زند ، زندگي آدم هاي مسئول و مشغول و مهم . توي دل به آنها مي خندد و برايشان گريه مي کند و اگر فرصتي دست داد راوي مي شود و تعريف مي کند آنچه را که ديده است . اين آدم با زندگي ديگران زنده است . هميشه آدم هاي مسئول عجله دارند و غيرمسئول ها همانند تير چراغ برق سر جاي خود ثابت اند ، مگر يک آدم مسئول به آنها تنه بزند و چند متر آنطرف تر پرتابشان کند که البته زياد برايشان فرقي نمي کند .
آدم آزاد به انگليسي مي شود : فري من ! ، اتفاقاً مورگان فريمن مثال خوبي است . منظورم نقش هايي است که معمولاً از او در فيلم ها مي بينيم . رهايي يا رستگاري يا فرار از شائوشنگ و همين فيلم برنده اسکار پارسال ( محبوب ، عزيز ، معشوق يا هر چيز ميليون دلاري ديگر ) را در نظر بگيريد .فريمن با همه جذابيت ها و حتي جديتي که توي اين فيلم ها دارد ؛ تماشاچي و روايتگر زندگي بقيه است . بايد تيم رابينر يا کلينت ايستوودي باشد تا وجود او روي پرده سينما توجيه پيدا کند و فرقش با بقيه سياهي لشگرها معلوم شود . هميشه آدم پا به سن گذاشته تنهايي است که در زندگي خودش هيچ اتفاقي نمي افتد و هيچ چيزي از گذشته اش هم نمي دانيم . حتي در "هفت" هم با همه مسئوليتش ، بيشتر پايه و مبداء مختصاتي است براي به چشم آمدن جوگيرشدن ها و قرتي بازي هاي براد پيت . فريمن هميشه ساکت و آهسته است ، چون آنقدر در پياده رو قدم زده که حرف ها و اتفاقات دور و برش را از اول تا آخر مي داند . ديگر حتي سرش را هم کج نمي کند . نوک پنجه هايش را مي پايد و منتظر تيم رابينز با هيلاري سوانکي است که ارزش سربلند کردن داشته باشد . فريمن مرد خوبي است . اگر بميرد ، خودم حاضرم همه ي نقش هايش را بازي کنم .

پنجشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۰۶

رستگاری به وقت آسمان

وقتی مُردم می خواهم به آسمان بروم
راستش نمی خواهم بمیرم
اما دلم می خواهد به آسمان بروم
برای اینکه خیالم تخت باشد
که در دستهای امنی هستم
نمی دانم چرا همه می خواهند به آسمان بروند
اما هیچ کس نمی خواهد بمیرد ؟!