درخت گيلاس
به بالای درخت نگاه کردم . گیلاس ها کاملا رسیده بودند ، گنجشک ها هم امان نمی دادند و یکریز روی شاخه های درخت مشغول خوردن بودند . با شجاعت تمام از درخت بالا رفتم تا گیلاس بچینم . آنقدر رفتم بالا که سرم از آخرین شاخه درخت هم بالاتر بود . سرم را آوردم پائین تا بگم : " یکی اون سبد رو یه جوری بده به من " که تازه فهمیدم کجای کارم ! سبد سفید از بالا مثل یک توپ تنیس دیده می شد و باغچه عین یک سبد کوچک سبزی . دست و پایم شروع کردند به لرزیدن . هیچ غلطی نمی توانستم بکنم ، باد هم شروع کرده بود به وزیدن و درخت را به طرز وحشتناکی تکان می داد . ترسیده بودم ؛ تنه اصلی درخت را محکم گرفتم و به لرزیدن ادامه دادم . کلی با خودم کلنجار رفتم و به خودم اعتماد به نفس دادم تا بتوانم از درخت پائین بیایم . با هر بدبختی که بود یک شاخه پائین تر آمدم . وقتی می خواستم از شاخه بعدی هم پائین بیایم شاخه زیر پایم یکدفعه شکست و من نتوانستم تعادلم را حفظ کنم و از همان بالا با به طرف پائین پرت شدم ؛ سرم به دیواره سیمانی بغل باغچه خورد و ... من مُردم ... به همین سادگی !
------------
برای خودت ، برای خودم !
من دو تا سیب سرخ می خواهم تا نذرشان کنم ... یکی برای تو ، یکی برای خودم .
------------
برای روز میلاد تن تو !
ششم تیرماه تولد برادرم مهدی بود که همان روز تولدش رفت سربازی ... مسخره نیست ؟!
هشتم تیرماه هم روز میلاد رفیق هم قبیله ی آرام ، مهربان و دوست داشتنی ام ، حسین عزیز بود .
سبد سبد گل یاس سپید ، شادباش روز میلادتان ...
من نمی دانم چرا مسئولین فوتبال جهان زمان برگزاری تورنمنت های مهم جهانی را با مسئولین دانشگاه ها و آموزش و پرورش ایران هماهنگ نمی کنند . مسابقات یورو 2004 شروع شده آن هم در بدترین زمان ممکن . از یک طرف می خواهی بچه مثبت باشی و اصلا فوتبال نگاه نکنی ولی از طرف دیگر دلت رضا نمی دهد که هنرنمایی بهترین بازیکنان فوتبال جهان را بر روی مستطیل سبز شاهد نباشی . صدا و سیما هم لطف کرده و تمامی مسابقات را به صورت زنده ! پخش می کند . فقط یکی دو دقیقه برای پخش تاخیر می اندازند تا نکند خدای ناکرده ، زبانم لال از جعبه جادو به نظاره صور قبیحه بنشینیم و منحرف شویم . شادی "والرون" بعد از گلش به روسیه هم که اندکی حرکات موزون چاشنی اش بود ، یکی از این بی ناموسی ها بود که خدا را صد هزار مرتبه شکر نشانمان ندادند و این همه را مدیون اقدامات سردار ضرغامی ( دامت توفیقاته ) هستیم . بگذریم ...
