حاج کریم آقا
- برای محمد معینی عزیز مرحوم "حاج کریم آقا " ، پسرعمه پدرم بود ، از ٱن کودکی دوستش داشتم ، همیشه کلاه بر سر می گذاشت و پالتو می پوشید ، یک پیکان کرم رنگ داشت که یادم هست یکبار هم دزدیدنش . معمولاً یا رحیم پشت فرمان بود یا نوه اش ، خودش را کمتر در حال رانندگی دیده بودم .
روز دوازدهم محرم ( سوم امام ) هرساله در خانه ي ما مراسمی برقرار است که "حاج کریم آقا" همیشه جزو اولین نفراتی بود که می آمد و می نشست توی ایوان با پدربزرگ مرحومم و مرحوم حاج رضا . همیشه هم یک جا می نشست و خودم برایش چای می بردم و این دو سال آخری را به منزل می رساندمش . خودش امسال می گفت : "هرسال یکی از این جمع کم می شود ، سال بعد نوبت چه کسی است خدا می داند ."
بسیار محترم و دوست داشتنی بود و همه از فامیل گرفته تا اهل صائین قلعه برایش احترام زیادی قائل بودند ، آخرین بار هم عید بود که دیدمشان ، با پدر رفته بودیم برای عید دیدنی ، مثل همیشه صمیمی بود و آرام .
توی این دو سال خیلی داغ به دلش نشسته بود و شکسته اش کرده بود ، اول نوه اش فوت کرد و بعد همسرش و چند وقت پیش هم دخترش .
خبر درگذشتش واقعاً ناراحتم کرد چون بزرگ بود و بزرگ منش و آنقدر صفا داشت که هر کسی با او احساس نزدیکی می کرد .
شب ختم توی صائین قلعه هر چه توی مسجد چشم گرداندم محمد را ندیدم . بنا به رسم صائین قلعه بعد از مسجد به خانه شان رفتیم ، کمی زودتر رسیدم ، محمد را آنجا دیدم ، سکوت کرده بود و چهره اش یخ زده بود . سرش پائین بود و داشت فکر می کرد ، شاید داشت خاطرات پدر را مرور می کرد و آن خانه توی محله گرایلو .
این ضایعه را به محمد عزیز و خانواده محترمش تسلیت می گویم و برایشان از خداوند صبر آرزو دارم .

0 نظر:
ارسال يک نظر
پيوندهای مربوط به اين پيام:
ايجاد يک پيوند
<< صفحه اصلی