یکشنبه ۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

در دست تعمیر



شنبه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۹

حسین غریب بود در پایتخت شور حسینی

در پایتخت شور حسینی ایران و در دسته عظیم عزاداری حسینیه اعظم زنجان، چه قدر حسین غریب بود امسال. فرق فاحشی داشت با سال‌های قبل این دسته، نه در جمعیت و کمیت، بلکه در محتوا که تفکر دست‌اندرکاران پشت پرده اش ، نام حسین را اگر کامل هم حذف نکرده بود، بسیار کمرنگ کرده بود. از ابتدای شروع مراسم همه مداحان سعی می‌کردند در اشعاری که قرائت می‌کردند کمتر نام حسین(ع) وجود داشته باشد و از مردم "یاحسین" نگیرند حتی‌المقدر و اگر هم این اتفاق افتاد سریع بیتی بخوانند تا مبادی کسی چیزی بگوید از میان جمعیت چندصد هزار نفری. که اینها به خودشان هم شک دارند حتی‌.
در میانه‌های دسته این تصمیم برای حذف نام، جدی تر شد و واقعاً توی ذوق زد. وقتی که "کلامی" مداح و شاعر معروف زنجانی (که توی جلسات سالی یکبار شعرخوانی رهبری کنار رئیس جدید فرهنگستان هنر می‌نشیند) ، بیت معروفش را که سالهاست جزء جدایی ناپذیر این دسته است، غافلگیرانه عوض کرد و مردم را در بهت فرو برد. او هر سال می‌خواند: "یل یاتار، توفان یاتار؛ یاتماز حسینین پرچمی" و امسال خواند "یل یاتار، توفان یاتار؛ یاتماز ابالفضل پرچمی". مردم بیتی را که هرسال خوانده می‌شد را فریاد زدند که جناب مداح تذکر داد: "هرچه من می‌خوانم تکرار کنید."
حسین(ع) غریب بود امسال در پایتخت شور حسینی.

برچسبها:

یکشنبه ۲۰ دسامبر ۲۰۰۹

واکنش رسانه‌های دولت به خبر درگذشت‌ آیت‌الله منتظری

آیت‌الله منتظری درگذشت. این مهم‌ترین خبر صبح امروز(یکشنبه) بود. کنجکاو شدم ببینم رسانه‌های حامی دولت خبر درگذشت آیت‌الله منتظری را چگونه پوشش داده‌اند. اول سراغ فارس رفتم. تیتر زده بود : "حسينعلي منتظري در سن 87 سالگي در گذشت". توی خبر هر چه گشتم نشانی از عنوان آیت‌الله نیافتم. علاوه بر اینکه در خبر همان تهمت‌های همیشگی به ایشان تکرار شده بود و در پاراگراف آخر خبر هم در ذکر سابقه آیت‌الله منتظری اینطور آمده بود : "وي اوايل انقلاب به قائم مقامي رهبري امام انتخاب شد اما به دليل اتخاذ مواضعي عليه نظام اسلامي در تاريخ 06/01/68 توسط حضرت امام خميني(ره) از قائم مقامي رهبري عزل شد. "
خبرگزاری جمهوری اسلامی،ایرنا در خبری با تیتر "منتظري درگذشت" مثل فارس عنوان آیت‌اللهی را از آیت‌الله منتظری مرحوم سلب کرده و در بخش‌هایی از خبر نیز اینطور می‌نویسد :" وي در جريان حوادث پس از انتخابات سال جاري ايران نيز به عنوان چهره مذهبي اغتشاشگران فعاليت کرد و اظهارنظرهاي بي پايه وي مورد استقبال گسترده رسانه هاي ضدانقلاب قرار گرفت."
این نحوه برخورد رسانه‌های دولتی با این خبر اصلاً دور از انتظار نبود و اگر سابقه آیت‌الله منتظری در انقلاب نبود، شاید تیتر‌هایی را انتخاب می‌کردند که بعضاً در مورد کشته‌شدن سربازان اسرائیلی در رسانه‌هایشان به‌کار می‌برند. خدا روح آیت‌الله منتظری را قرین رحمت گرداند.

در همین رابطه :
- هنگامه ترس

برچسبها:

شنبه ۱۹ دسامبر ۲۰۰۹

زنجان، پایتخت مقابله با جنگ نرم ایران !

مقابله با "جنگ نرم" از زنجان شروع می‌شود!. نه تعجب نکنید. استاندار زنجان در جلسه شورای امر به معروف و نهی از منکر استان، خبر از ایجاد اولین "قرارگاه جنگ نرم" در زنجان داده است. حالا آقایان از کجای زنجان بوی انقلاب مخلمی به مشامشان رسیده که می‌خواهند این استان را پایلوت مقابله با جنگ نرم کنند، خدا می‌داند. شاید البته این هم یکی از این اقدامات بلندپروازانه مدیران است که می‌خواهند زنجان را مرکز و پایتخت همه چیز کنند ولی احتمالاً نمی‌دانند "جنگ نرم" با "پایتخت شور حسینی" و مرکز نمایشگاهی ایران و مرکز دانشگاهی کشور و هزار جور مرکز و پایتخت دیگر فرق اساسی دارد.
من که هرچه فکر کردم، ندانستم آقایان می‌خواهند مقابله با جنگ نرم را از کجای استان آغاز کنند، لابد می‌خواهند برگردند به سال 86 و نگذارند تحریریه تنها روزنامه استان زنجان با نوشتن از "گاری شکسته" و "کفش پاره" انقلاب مخملی کنند !

پی‌نوشت:
پاراگراف آخر اشاره دارد به جمله: "روزنامه مردم نو، فقط از گاری شکسته و کفش پاره می‌نویسد و قصدی جز سیاه نمایی ندارد" که متعلق به یکی از مدیران آن‌زمان استان زنجان است. در آن موقع توهم بعضی از این دست آقایان، چند ماهی تحریریه روزنامه را مجبور کرد به جای نوشتن از درد مردم و بی‌عدالتی‌های موجود در جامعه‌ سرشار از عدل و برابری !، از "آغاز برداشت سیر در طارم" خبر بدهند و زمان برداشت گوجه‌فرنگی را اعلام کنند. تحریریه مردم نو در مهرماه همان سال روزنامه را به روال پیشین‌اش برگرداندند و البته پاداش نوشتن از واقعیات جامعه چیزی جز اخراج دسته جمعی خبرنگاران این روزنامه در خرداد 87 نبود. بعد از این واقعه سردبیر روزنامه هم در حمایت از خبرنگارانش استعفا داد تا خیال آقایان راحت شود که دیگر در استان نه گاری شکسته‌ای پیدا می‌شود و نه کفش پاره‌ای ...

برچسبها:

چهارشنبه ۹ دسامبر ۲۰۰۹

عکاسی و فیلمبرداری فارس



عکاسی و فیلمبرداری فارس !
ارائه متنوع‌ترین خدمات عکاسی و فیلمبرداری

واحد عکاسی :

- عکاسی از تجمعات، راهپیمایی‌ها و اعتراضات به منظور شناسایی افراد، با کیفیت عالی و سابقه‌ای درخشان
- آتلیه مجهز عکاسی
- امکان تعویض لباس در آتلیه برای آقایان. همراه با چادر، مقنعه‌آبی رنگ و کیف زنانه رایگان (اگر خودتان هم نخواستید، ما تنتان می کنیم)
- همراه شما از دانشگاه تا بازداشتگاه
 - افزایش جمعیت در تجمعات دولتی در کمترین زمان با تکنولوژی پیشرفته فتوشاپ
- عکاسی از مجالس خصوصی شما برای روز مبادا !

واحد فیلمبرداری :

- فیلمبرداری انواع اعتراف، توبه‌نامه و مجالس خصوصی شما برای روز مبادا !
- کارگردانی و تدوین انواع مجموعه‌های تلویزیونی ضدمخملی (مستند، داستانی)
- تهیه و پخش بخش‌های مختلف خبری، با مجری آقا و خانم
- طراحی دکور، صحنه‌سازی، نورپردازی، تصویربرداری و نمایش انواع دادگاه (با تضمین پخش از شبکه‌های سراسری سیما)

از بودن با ما پشیمان نمی‌شوید، ما و دوستانمان بلدیم چطور از همه چیز پشیمانتان کنیم، بویژه از گذشته !

برچسبها:

چهارشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۹

تا شام آخر

نزديک شو اگر چه نگاهت ممنوع است
زنجيره​ ی اشاره همچنان از هم پاشيده است
که حلقه های نگاه
در هم قرار نمی گيرد.
دنيا نشانه های ما را
در حول و حوش غفلت خود ديده است و چشم پوشيده است.
نزديک شو اگر چه حضورت ممنوع است.

وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دويد در زبان
که حنجره به صفت هايش بدگمان شد.
تا اينکه يک شب از خم طاقی يک صدايت
لرزيد و ريخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.

يک يک درآمديم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نيمکتی يا زير طاقی
و گوشه ميدانی خلوت کرديم:
سيمای تابخورده که خاک را چون شيارهايش
آراسته است.

و خيره مانده است در نفرتی قديمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نيمکتی نمی بايست بنشينی
و درطراوت خاموشی و فراموشی بنگری .
نزدیک شو اگر چه قرارت ممنوع است....


* محمد مختاری

سه‌شنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹

هر چه فریاد دارید بر سر زیدآبادی بکشید

یکی قدیم‌ها گفته بود "هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید" و حالا زمانه عوض شده که حضرات! هرچه عقده و کینه داشته‌اند جمع کرده‌اند و انگار که با انتخابات بهانه به دستشان افتاده باشد،‌ هرچه فریاد دارند بر سر احمد زیدآبادی می‌کشند!.
6 سال حبس، 5 سال تبعید و یک عمر محرومیت از حقوق اجتماعی یعنی چه ؟ احتمالاً زیدآبادی آنقدر برای آقایان خطرناک است که بعد از اعضای انجمن پادشاهی که به اتهام قتل و ترور به اعدام محکوم شدند سنگین‌ترین حکم را برای او صادر کرده‌اند و توی اوین هم نمی‌توانند تحملش کنند که تبعید را ضمیمه کرده‌اند به حکم زندانش.
حتما 6 سال حبس‌اش می‌کنند تا بازجوهای تازه کار را آبدیده کنند و آنها سنگین ترین و سخت ترین شیوه های بازجویی و نحوه اقدام در مقابل مقاومت زندانی را بیاموزند که توی این بگیر و ببندهای همیشه، عجیب به کار می‌آید لابد.
5 سال تبعیدش می کنند تا دیوارهای اوین بیشتر از این شرمنده قامتش نشوند که این دیوار می شکند روزی از شرم عاقبت و او نه.
از حقوق اجتماعی هم محرومش می کنند و این طنز ماجراست. می خواهند از کدام حقوق محرومش کنند ؟ مگر روزنامه نگار جماعت توی جامعه حقی هم دارد ؟
احکام این چنینی نه دردی از آقایان دوا می‌کند، نه مایه عبرت کسی می‌شود و نه زیدآبادی را از مسلک و عقیده‌اش برمی‌گرداند. ثبت تاریخ می شود فقط، توی تقویم‌هایی که از روزهای همیشه جمعه سیاهش، جای باران خون می‌چکد از آسمان.